تبليغاتX
بیدار خوابیها
برق را خفه می کنیم تا همه راحت باشند ... ان طرف تو نشسته ای و انار می خوری و به زخمه های گیتار و آی یلدا آی یلدای یک دیوانه گوش میدهی ...و این طرف ماییم و نگاه هایمان...حالا دیگر مهم نیست که خیره باشیم یا نه در این تاریکی میشود همه چیز بود ... یک عاشق یک منحرف یک تنها ی جویای نام یا حتی کرگدنی که هندوانه می خورد ! 
دیگر مهم نیست از چیزی نگوییم که دلمان می خواهد یا نیازی که تنمان را می جود ... انقدر زمان داریم که در این تاریکی معجره ای رخ بدهد ... مثلا همین کش امدن یلدا و درازیش یا خنده های بی معنی مان در جمع یا خوش بودن ... حالا زمان هست تا... برق را روشن می کنند . کرگدن به روی میز تگری زده ... همه میخندیم !!!
+ نوشته شده در  ساعت   توسط آقای هیچ  |